السيد الطباطبائي
370
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
3 - خداوند قادرنيست حوادث را در وجهى غير از وجوهى كه بر آن ها واقع مى شوند ، احداث كند . يهودان مورد نظر ، از اين عدم قدرت خدا بر تغيير و تبديل ، با « بسته بودن دست » تعبير كرده اند . ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : اين ( سخنان رازى ) از نسبت هائى است كه اهل فلسفه از آن برائت مى جويند . و اين نسبت ناشى از بدفهمى مقاصد برهانى است . بررسى : 1 - در مباحث گذشته « 1 » به طور مستدل ، گذشت كه خداى ارسطوئيان ، موجَب است يعنى بى اراده ، بدون قدرت انتخاب و بى اختيار است . 2 - برائت جوئى محض ، بدون استدلال ، كافى نيست . و اين اصل اساسى ارسطوئيان است كه از زمان ارسطو تا به امروز ، كوس آن بر بام علم و دانش و انديشه جهان ، كوبيده شده و مىشود . و اولين نوازنده اين كوس خود ارسطو است كه نو افلاطونيون وارث آن شده و اعلام كرده اند . فخررازى و امثالش از نوازندگان بعدى اين طبل هستند ، و ارنست رنان و نيز ويل دورانت در قرن بيست بر آن كوبيده اند كه : بى چاره خداى ارسطو لميده بر سرير خود و تنها به صدور اشياء از وجود خود نظاره مىكند . 3 - مقاصد برهانيه ، يعنى چه ؟ هر برهان مقدمات دارد و يك نتيجه . بديهى است مراد از مقاصد ، يا نحوه و جهت تنظيم و جريان برهان است و يا خود نتيجه . و آن كدام برهان است كه ويل دورانت لائيك ، ارنست رنان مسيحى ، فخررازى سنّى ، و هشام بن حكم و اين همه دانشمندان شيعى پيرو اهل بيت ( ع ) ، و هم دانشمندان و انديشمندان دنيا در طول 2300 سال آن را نديده اند - ؟ نه تنها مقاصد ، بل مبانى برهان هاى ارسطوئيان بر اصل عليّت خدا مبتنى
--> ( 1 ) - از جمله ؛ مبحث شماره 44 .